جولاه بنارسي (برآمدنش 1440ـ 1518)، و شاگردش نانَك (1469ـ1538) بود. كبير بنيانگذار فرقهاي بود (كبير پانت) كه تاحدي عقايد هندي و اسلامي را تلفيق كرد و تا به امروز پيروان زيادي داشته است. نانَك بنيانگذار يا نخستين معلم (گورو) دين سيك بود و نوشتههايش در آدي گرنت (كتاب نخست) گردآوري شده و پس از مرگ، دهمين و آخرين گورو به نام گُويند سينگ (مقتول در سال 1708) بهصورت آثار مقدس درآمد. نانَك گرايشهاي التقاطي كبير را دنبال كرد.1 همين جريان فكري را در ساير تلاشهاي هندي هم ميتوان يافت، مثلاً در سازمان برهما ـ سَماج (1828) و غيره.
توجه داشته باشيد كه رامانوجا و راماناندا به سانسكريتي نوشتند، لَلا به كشميري ميسرود و كبير به هندي. كتاب
شريعت سيك بيشتر به زبان قديم پنجابي نوشته شده، ولي شامل سانسكريتي، هندي، ماراتي، فارسي، عربي و حتي برخي كلمات خاص است كه نميتوان آنها را به هيچ زبان شناختهشدهاي نسبت داد.2
بندهنواز
عارف هندي، كه به زبان اردو مينوشت (برآمدنش اواخر سدهٴ چهاردهم).
سيد محمد بندهنواز، معروف به گيسودراز يا خواجه بندهنواز از خانوادهٴ معروف چِشتي بود (كه به محلهٴ چشت در سنجار عراق منسوب است). نخستين شخصيت برجستهٴ آن خانواده معينالدين چِشتي، ملقب به آفتابِ مُلكِ هند بود، كه در سال 1235م/ 633 ه ق درگذشت و در اَجمير مدفون است. گفته ميشود بندهنواز در 1321م / 721 ه ق زاده شد و در سال 1422 م/ 824 ه ق درگذشت. در سال 1397/1398م به دكن رفت و در زمان پادشاهي فيروزشاه3 در سال1413م در گلبرگه بود؛ برادر شاه در نزديكي آن شهر برايش مدرسهاي ساخت و در نزديكي مقابر شاهان بهمني برايش مقبرهاي ساخته شد و امروز برخي اعقاب بندهنواز در جوار مقبرهاش زندگي ميكنند.
بندهنواز دو رسالهٴ كوتاه به نثر نوشت، كه هردو در زمينهٴ تصوف است، بهنامهاي
معراجالعاشقين و هديهنامه. اولي حدود 19 صفحه است. اين دو اثر بهعنوان نخستين نمونههاي نثر اردو اهميت دارند.